و ادامه داد: «حزبی با تمام خصوصیات و ابعادی که قرآن میگوید و با همه ویژگیها و مشخصاتی که در تلقی روشنفکر امروز، سنگر نجات انسانهاست . حزبی است با همه خصلتها و ابعاد یک حزب ایده آل کامل. حزبی است که هم تحقق عینی آن « حزب الله » است که قرآن از آن سخن میگوید و هم پاسخگوی نیاز این نسل مسئول روشنفکر است در آگاهی دادن و حرکت بخشیدن به توده های جامعه ....» (1)
او سپس حزب را این چنین توصیف کرد : « حزب در قاموس عمومی روشنفکران دنیا بطور کلی عبارت از سازمان اجتماعی متشکلی است دارای «جهان بینی» ، «ایدئولوژی» ، «فلسفه تاریخ» ، «نظام اجتماعی ایده آل»..... «رهبری اجتماعی» ، «فلسفه سیاسی» ، « جهت گیری سیاسی» ، «سنت» ، «شعار» ، «استراتژی» و «تاکتیک مبارزه» و.... و «آرمان» که میخواهد «وضع موجود» را در انسان ، جامعه ، ملت یا... تغییر دهد و «وضع مطلوب» را جانشین آن سازد...» (2)
دکتر شریعتی با توجه به شرایط ذهنی جامعه روشنفکری آن روز که شدیدا تحت تاثیر سوسیالیسم و مارکسیسم بود پایگاه طبقاتی و جهت گیری طبقاتی را نیز جزء ویژگیهای حزب برشمرد ولی امروز بسیاری از باصطلاح روشنفکران ما بیش از همه چیز تحت تاثیر لیبرالیسم و اندیویجوآلسم هستند تا مارکسیسم و سوسیالیسم چون ضرباهنگ ارکستر اندیشه سازی های استعماری غرب تغییر کرده است و حالا با رینگ و آهنگ دیگری میخواهند جهان سومیها را برقص در آورند تا آنها را باز به کنج «رینگ بوکس سیاست و قدرت» ببرند و ناک اوت کنند . بگذریم، در ماده یکم قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب یکم آذرماه 1361(3) آمده است: «...حزب ، جمعیت ، سازمان سیاسی و امثال آنها ، تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمانها و مشی سیاسی معین تاسیس شده و اهداف ، برنامه ها و رفتار آن به صورتی با اصول اداره کشور و خط مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران ، مربوط باشد»
دکتر عبدالحمید ابوالحمد در تعریف حزب مینویسد: «حزب گروه شهروندان با آرمان مشترک و تشکیلات منظم و متکی به پشتیبانی مردم است که برای بدست گرفتن قدرت دولتی یا شرکت در آن مبارزه می کند»(4) امروزه بعضی مفهوم حزب را تا حد یک دارودسته یا گروه قدرت طلب که صرفا در پی بدست آوردن قدرت هستند تنزل می دهند البته این یک تعریف کمابیش استعماری از تحزب است و بهترین وسیله ای برای ایجاد تفرقه و تضاد داخلی در کشورهای مستقل بنفع قدرت خارجی است زیرا وقتی عده ای برای کسب قدرت با هم مبارزه می کنند پیدا میشوند کسانی که در این مبارزه به حامی خارجی چشم امید بدوزند. جای تاسف است که عدهای مروج حزب گرائی با همین تعربف غیرقابل قبول و باندبازی برای کسب کرسی های مجالس تصمیم گیری میشوند.
امروز احتمالا پول کثیفی که برای جایابی در لیست ها ردو بدل می شود یک واقعیت تلخ است چه برسد به فردا که جز از طریق لیست نتوان کاندید مشارکت در چرخههای تصمیم گیری شد! اگر حزب را چنین تعریف کنیم که عدهای صرفا در پی کسب قدرت باشند ، قطعا تشیع یک حزب نیست ولی اگر حزب را به این معنی بدانیم که یک گروه هدفمند که هدفشان تغییر وضع موجود و ایجاد وضع مطلوب بر اساس ارزشها و آرمانهای معین و مشخص باشد ، تشیع قطعا یک حزب است که دارای آرمان مشخص ، بر اساس جهان بینی معین و متکی بر فلسفه تاریخ روشن و دقیق (5) و دارای یک برنامه معین بمنظور تاسیس یک نظام سیاسی ایده آل در مقیاسات ملی و جهانی و با سیستم رهبری مترقی که در آن هم مردم نقش اساسی دارند و هم بر پایه یک فلسفه سیاسی معقول و مترقی استوار است و می خواهد در مرحله اول در سطوح دولت - ملت ها و نهایتا در سطح جهانی تغییراتی را بنفع بشریت و با استقرار عدالت و آزادی در جهان بوجود آورد (6).
تجربه موفق تاسیس جمهوری اسلامی در ایران که نیم قرن است که در برابر قدرت نرم و سخت امپریالیزم و استبداد غربی مقاومت می کند و پیدایش جنبش های آزادیبخش در لبنان و یمن یعنی حزب الله و انصارالله ، که به تنهائی در مقابل صهیونیسم و برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین دستاوردهائی داشته اند که مجموعه دولتهای عرب در طول دهها سال اشغال نظامی فلسطین آن را نداشته اند سبب شده که اندیشه تشیع بعنوان یک حزب جهانی در افق دید متفکرین دلسوز و آینده نگر قرار بگیرد. امروز «شیعیان شناسنامهای» را باید از «شیعیان کارنامهای» جدا دانشت .
شیعه شناسنامهای کسی است که بدون اختیار خودش در یک خانواده شیعه به دنیا آمده و چه بسا والدینش نیز «شیعه شناسنامهای» باشند و هیچ درک صحیحی از رسالت تشیع و مسئولیت انسان مسلمان شیعه نداشته باشد ولی «شیعه کارنامهای» کسی است که برای درک رسالت تشیع در تاریخ و ماموریت تشیع در سطح جامعه جهانی «کار» کرده و رنج برده است . او مفهوم انقلاب جهانی را که به وسیله پیامبر اسلام (ص) پایهگذاری شد، درک میکند و نقش ویژه تک تک اعضای جامعه تاریخ آفرین «پنج تن» را درک نموده و می داند که «نبوت» و «امامت» و «فاطمیت» و «امت» و «شهادت در راه دفاع از امت و امامت» حلقات پیوسته یک زنجیره هستند و برای بدست آوردن این آگاهی ها «کار» کرده و برای تحقق این آرمانهای مترقی آماده تلاش تا مرز ایثار است.
بنابراین چه بسا کسی در شناسنامه شیعه باشد و در کارنامه شیعه نباشد . آیا میتوان پهلویها و رجویها را شیعه دانست؟ عکس قضیه نیز قابل توجه است . امروزه هستند کسانیکه در خانواده های مسلمان سنی و یا مسیحی و یا لائیک به دنیا آمدهاند ولی برای شناخت و گاهی تحقق آرمانهای مترقی تشیع ناب محمدی «کارنامه» دارند. شیخ احمد یاسین و اسماعیل هنیئه و فتحی شقاقی و حامد الگار و ویلیام چیتیک و مک الواین و جان کوپر و منیر شفیق و.... شیعیان شناسنامهای نبودند ولی میتوان کارنامه آنها را در راه شناخت اسلام ناب محمدی و حتی تحقق آن مورد توجه قرار داد.
اسلام ناب محمدی دین ماست و بکارگیری آن در عمل ما را به تشیع ناب محمدی نزدیک میکند. بزرگترین آئینه اسلام ناب محمدی و تشیع ناب محمدی در روزگار ما امام خمینی بود و پس از او باید از امام شهید آیتالله العظمی خامنهای یاد کنیم. این مردان بزرگ فقط در راه شناخت اسلام ناب محمدی کار نکردند که در راه تحقق اسلام ناب محمدی در عمل ، کار کردند و تشیع ناب محمدی را در عمل به ما نشان دادند . این چنین است که امروز تشیع در عمل بصورت یک حزب جهانی در آمده است و موجب حرکت شیعیان در راه عدالت و آزادی در چهار سوی جهان شده است . بعضی از سیاستمداران بزرگ متوجه این حرکت جهانی شدهاند . تصادفی نیست که رهبر یک ابرقدرت وقتی می خواهد هدیه ای برای ایران بفرستد به نوعی عدد 313 که تعداد یاران پیامبر در جنگ بدر و تعداد یاران خاص امام عصر در هنگام ظهور است را یادآوری می کند و از طرف دیگر برخی از حاکمان حقیر و دست نشانده از ترس بیداری جهان عرب سایه های ترس و وحشت را بر شیعبان کشورهای عربی مستولی می کنند . آیا شیخ آن «شیخ نشین» کوچک تصور می کند با زنجیر می توان تقدیر تاریخ را تغییر داد و با شکنجه می توان حرکت زمانه را متوقف ساخت؟ امروز شیعه یک حزب جهانی است که برای تغییر تاریخ بنفع مستضعفین مسئولیت جهانی دارد و جا دارد که همه خط مشی گذاری های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی با توجه به این واقعیت نوین صورت پذیرد.